با من به خنده گفت که: باری، هنوز هم؟!گریان جواب دادمش: آری، هنوز هم!آری، اگر تو نام من از
یاد بردهایاز دل
نرفته یاد تو، باری، هنوز همشوق هزار غنچه ی نشکفته با من استتا بشکفد به باغ بهاری، هنوز همسر مینهم به بالش حسرت، درین امیدتا سر نهم به دامن یاری، هنوز همزان آتشی که عشق تو در جان من فکندماندهس
برچسب:
نویسنده: بهراد کمالی
تاريخ: يکشنبه
4 ارديبهشت
1401 ساعت: 12:45